Abdol Ghader Balouch – عبدالقادر بلوچ

Official blog of Abdol Ghader Balouch

فضای امنیتی و فضای زندگی

Posted by balouch On May - 30 - 2009

هم خبرگزاری تابناکِ تیمسار رضایی هم گروه جند‏الله ریگی اعلام کردند که انفجار زاهدان کار یک بمبگذار انتحاری بوده است. بمب گذار انتحاری یعنی اینکه یک فرد تعدادی را کشته خودش را هم اعدام کرده، اما فرماندار انتظامی استان که مأموریست معذور این حرفها سرش نمی‏شود. او فرماندار انتظامی است و باید خاکی بر سرش بکند تا هم فرمانده بودنش را نشان بدهد، هم انتظامی بودنش را و هم سرسپرده بودنش را. خوشبختانه ایشان کما فی‏السابق در ریختن خاک بر سر خود موفق شدند و در کمتر از بیست و چهار ساعت علیرغم انتحاری بودن ماجرا سه بنده خدا را به عنوان بمب گذار حادثه جلوی همان مسجد به دار آویختند! با اینکه نیروهای امنیتی، مسجد مکیِ اهل تسنن را در محاصره دارند و سربازان گمنام با خونسردی به خشم و غضب افرادی که به خانه‏های اهل تسنن حمله ور می‏شوند نگاه می‏کنند فرمانده نظامی که غلامِ علی است اما سردار ماست به خبرنگاران گفت:
فضای امنیتی شهر زاهدان در حال حاضر عادی است و مراسم تشییع شهدا با حضور گسترده مردم در حال برگزاری است. عمه‏جان که به شدت ترسیده تروریستها او را هم بکشند می‏گوید ممکن است فضای امنیتی عادی باشد اما فضای زندگی بسیار خطرناک است و این اعدامهایِ بی محاکمه و عجولانه‏ی سردار آن را وخیمتر هم می‏کند.

______________

گروه جند‏الله مسئولیت انفجار زاهدان را به عهده گرفت

اطلاعیه جندالله: اعدام شدگان زاهدان هیچ نقشی در عملیات روز پنجشنبه نداشته اند

فضای امنیتی

محاکمه صحرایی در زاهدان!

به جنایت آشکار در زاهدان اعتراض کنیم!


فاجعه در زاهدان

Posted by balouch On May - 29 - 2009

خبر انفجار بمب در مسجد امیرالمومنین زاهدان بلافاصله بعد از پایان یافتن رزمایش امنیت و اقتدار نشان می‏دهد رزمایش‏ها بغیر از بلعیدن میلیاردها پول نه امنیتی به دنبال دارند و نه اقتداری بوجود می‏آورند. تأکید مرتب استاندار این استان را در هفته‏های اخیر که اصرار داشت استان سیستان و بلوچستان یکی از امنترین استانهای ایران است البته که من جدی نمی‏گرفتم و می‏دانستم آنچه که نظام در این استان کاشته متأسفانه محصولی غیر از آن خواهد داشت که استاندار شعارش را می‏دهد.

اعدام یعقوب مهرنهاد جوانی که با مجوزِ خود نظام دست به فعالیت‏های فرهنگی زده بود و اعدام پی در پی چند روحانی سنی به جرم ثابت نشده‏ی همکاری با گروهک جند‏الله و دستگیری و ترور ریش سپیدان و تخریب اماکن مذهبی در این استان اقداماتی بود که اکثر فعالین سیاسی اجتماعی این استان را نگران عواقب آن می‏کرد. هشدارهای چند باره اکثر ما که با خشونت و مبارزه مسلحانه مخالفیم نه تنها از طرف مقامات ندیده گرفته شد بلکه افرادی که مشخصاً از جانب نظام حمایت می‏شدند به قصد تخریب، ما را مرتبط به گروهک‏هایی اعلام می‏کردند که همیشه خشونت و کشتار کور آنها از جانب ما محکوم شده بود. حد اقل در بیش از پنجاه پست همین وبلاگ در چندین سال گذشته در مناسبتهای مختلف که نظام با سیاستهای غلط خود نا امنی را به این استان می‏آورد پیش بینی کرده بودم که این استان و نهایتاً ایران به سمت خشونتهایی پیش خواهد ‏رفت که در افغانستان و پاکستان و عراق شاهد آنیم. متأسفانه با اینکه این نظام سی ساله شده و ریش رهبرانش با کشتار و اعدام و سنگسار همین مردم سفید شده هنوز در مملکت داری، نشانه‏هایی از شعور در رفتار آنها دیده نمی‏شود. برگزاری مراسم دولتی سوگواری و دامن زدن به احساسات مذهبی و سپردن پستهای کلیدی استان به دست متعصبین و تند روها از اقدامات چهار سال اخیر این نظام است که به سیاست‏های غلط قبلی افزوده شده است.

خبر انفجار بمب در مسجد امیرالمومنین زاهدان فاجعه‏ای است که همه‏ی ما باید از آن به خود بلرزیم. ضمن اعلام انزجار از این حرکت، خود را در اندوه بیکران هموطنان و همشهری‏های زاهدانیم شریک می‏دانم. هیچ منطق و استدلالی نمی‏تواند چنین حرکاتی را توجیه و قابل قبول کند.


تهدید‏های نرم، برخوردهای خشن

Posted by balouch On May - 3 - 2009

سرهنگ ” حبيب لکزايي” روز شنبه در گفت و گوي اختصاصي با خبرنگار ايرنا اظهار داشت: تهديدهاي نرم دشمنان به ويژه در سيستان و بلوچستان شناسايي شده و برخورد جدي با آنها درحال انجام است. چون ایشان اشاره‏ای به تهدیدهای نرم و برخوردهای سختی که انجام شده نکردند من به تعدادی اشاره می‏کنم:
یکی از تهدیدهای نرم توسط شخصی به نام یعقوب مهرنهاد در منطقه انجام گرفت. نامبرده به قوانین جمهوری اسلامی دل بست و طبق قانون مجوز فعالیت گرفت و شروع کرد به تهدید نرم فرهنگی که نظام با ایشان برخورد زبری کرد. اول ایشان را دستگیر سپس شکنجه بعد وصل کرد به گروه جندالله و سپس با یک برخورد خشن ایشان را اعدام و برادر کم سن و سالش و تعداد زیادی از جوانان بلوچ را تا بزرگسالی و کهولت به زندان افکند.
تهدید نرم بعدی احداث یک مدرسه دینی بود در منطقه لوتک سیستان که در آنجا طلابی، نظام که هیچ، دنیا و مافیها را گذاشتند و شروع کردند به تهدید نرم درس دینی خواندن. نظام هم با یک کاروان بزرگ نظامی و انتظامی و بولدوزری خودش را به آنجا رسانده برخورد تخریبی را تا مسطح کردن مدرسه با خاک ادامه داد.
تعدادی هم مولوی بودند که تهدیدهای نرمی می‏کردند و می‏گفتند نکنید آقا. حیا کنید. شرم کنید. بترسید از عقوبت الهی. که نظام هم دستگیرشان کرد و مجبورشان کرد که اعتراف کنند عضو جند‏الله هستند و بعد برخورد اعدامی کرد با آنها.
تهدیدهای نرم دیگری در سطح منطقه کماکان ادامه دارد. اینجا و آنجا مردم دارند نفس می‏کشند و حتی دیده شده در بعضی مناطق نان هم می‏خورند! که الحمدلله برادران به سرکردگی این جناب سرهنگ که عکسش را می‏بینید در منطقه حضور دارند و به برخوردهای سختِ دستگیری و شکنجه و اعدام ادامه می‏دهند. البته اظهار نظر کردن در این زمینه از وظایف کاندیداهای انتخابات نیست. آنها بعد از کشتن چریک‏ها، در این برهه در برج میلاد مشغول کارهای مهمتری از قبیل کش رفتن سرود سراومد زمستون(سرود کوهستان) چریک‏های به خون خفته هستند. که اجرای دیگرش را می‏توانید در اینجا ببینید.


مسابقه برای ریختن خون

Posted by balouch On December - 7 - 2008

قربان‌علی دری نجف آبادی دادستان کل کشور در واکنش به قتل شانزده گروگان توسط گروه مسلح جندالله، اظهار داشت: جمهوری اسلامی با قاطعیت پاسخ دندان‌شکنی به اشرار مسلح در مناطق مرزی خواهد داد. معمولاً اگر کسی قادر به دادن پاسخ دندان شکن باشد قبل از کشته شدن گروگانها از خود کراماتی نشان می‏داد. در ثانی مشکل دقیقاً همیبنجاست که نظام در دادن پاسخ‏های دندان شکن سریع عمل می‏کند ولی ماههاست که روحانیون و ریش‏سپیدان حتی نمایندگان مجلس این سرزمین دادشان از دست ظلم‏ها و بگیر و ببندها و اعدام‏های بی محاکمه در منطقه به هواست ولی در مرکز هیچ قربانعلی‏ای پیدا نمی‏شود که جواب سلام کسی را بدهد. قربان‏علی که مثل بقیه مردم بی‏خبر نیست او می‏داند در بلوچستان فقط جند‏الله نیست که اسلحه دارد. عهدیست از اول انقلاب بین اقوام بلوچ که در قبال کشته شدن یکی از خودی‏ها هفت نفر غیر خودی را خواهند کشت. متأسفانه جواب دندان شکن دری نجف آبادی یعنی دستگیری‏های فله‏ای و اعدامهای کور پس دل قوی دارید که این چرخه‏ی خون هنوز بسیار خواهد چرخید. حیف از انسان که برای ریختن خون به مسابقه بیفتد.


کشته شدن شانزده سرباز

Posted by balouch On December - 6 - 2008

افرادی که به هر دلیل به این باور می‏رسند که چاره‏ای جز مبارزه مسلحانه برای آنها نمانده در چهارچوب باورهای خودشان هم باید پرنسیپ‏هایی را رعایت کنند. قوانین انسانی ضرورتاً نباید در جایی نوشته شده باشند. وقتی به هر دلیل شما افرادی را که سربازان دشمن می‏نامید در اختیار خود می‏گیرید از آن لحظه به بعد سرباز بودن و دشمن بودن آنها به پایان رسیده دوران اسارت آنها آغاز می‏شود. اگر آزادی آنها منوط به کارهایی بشود که از عهده‏ی منطقی و انسانی آنها ساخته است می‏تواند مدافعانی اینجا و آنجا پیدا کند اما کشتن اسرایی که مردن و زنده ماندشان در گرو درخواستهایی است نشدنی از رژیمی که برای جان انسانها ارزشی قائل نیست عملی است مذموم. ممکن است در کوتاه مدت مردم سرزمینی به خاطر ظلمهایی که هر روزه شاهد آن هستند مستقیم یا غیر مستقیم از این اعمال حمایت کنند اما این اعمال و آن حمایتها در بلند مدت نه تنها هیچ منفعتی را تضمین نمی‏کند بلکه فعالیتهای افراد منطقی و مثبت همان قوم را نیز بی اثر خواهد کرد. کشتن شانزده اسیر به هر دلیل و به دست هر کس و در هر کجای دنیا صورت بگیرد کاری است غیر انسانی و غیر قابل دفاع. ضمن محکوم کردن این عمل به باز ماندگان این سربازها تسلیت گفته برای ایران و بلوچستان صلح و امنیت آرزو دارم.


سالروز ازدواج ائمه اطهار

Posted by balouch On December - 1 - 2008

پختن بزرگترین کیک در استان محروم سیستان و بلوچستان به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) نه تنها لعن و نفرین‏های ما را در سالگرد وفات حضرت فاطمه به اعتقادات مردم این استان کمرنگ‏تر می‏کند بلکه زمینه را برای پختن آش‏هایی پر روغن‏تر در همین استان به همان مناسبت آماده می‏کند. صرفنظر از این مهم، سالروز ازدواج ائمه اطهار بسیار مهم است. این روز یاد آور و بشارت دهنده‏ی به دنیا آمدن امام‏زاده‏های بیشتری می‏باشد. نظام اسلامی ما باید به این هزار و چهارصد سال توطئه کفار پایان داده سالروز ازدواج آنها را به تعطیلات کشوری اضافه کند. ما وقتی سالانه امامزاده‏ها را غبار روبی کرده و صرفنظر از بحران جهانی اقتصاد و جهش ملخی تورم شاهد افزایش چشمگیر رقم «غبار» هستیم چرا نباید برای والدین بزرگوار این بزرگواران جشن سالگرد ازدواج داشته باشیم؟


چه خبر؟

Posted by balouch On November - 29 - 2008

معاون دانشجويي و فرهنگي دانشگاه علوم پزشكي زاهدان گفت: دانشجوي دانشگاه علوم پزشكي زاهدان به عنوان يكي از دانشجويان فعال كشوري در اجلاس نماز معرفي شد.

نکند منتظر بودید خبر کشف داروی ایدز را بدهد؟

**************
معاون توسعه بازرگاني داخلي سازمان بازرگاني استان سيستان و بلوچستان گفت: جلسه نحوه اجراي طرح مكانيزه توزيع سهميه نذورات در ايام ماه محرم برگزار شد.

از من می‏پرسید یعنی چه؟ من تازه می‏خواستم از شما بپرسم!
**************
معاون توسعه داخلي سازمان بازرگاني استان سيستان و بلوچستان گفت: ميوه و مركبات پايان سال مردم استان از تهران تأمين مي‌شود.

شما فکر می‏کنید «توسعه داخلی» غیر از این است؟

**************
حجت الاسلام و المسلمين عباسعلي امام جمعه زاهدان در خطبه‏های نماز جمعه فرمودند تنها راه مردم فلسطين در مقابل جنايات رژيم صهيونيستي، پايداري و بيداري آنان است.

متأسفانه مردم فلسطین در نماز جمعه امروز زاهدان حضور نداشتند. امیدوارم اهالی زاهدان از این فرمایش استفاده کنند.


دستگیری ده جاسوس

Posted by balouch On November - 16 - 2008

شبکه‏ی العالم خودمان که به زبان عربی پخشش می‏کنیم خبر داد که نیروهای انتظامی ده جاسوس را که از پاکستان وارد بلوچستان شده بودند دستگیر کرده‏اند.
به فرموده‏ی این شبکه، جاسوس‏ها پانصد‏هزار دلار پول نقد و دوربینهای مدرن جاسوسی و نقشه‏هایی از مناطق حساس کشور با خودشان حمل می‏کردند.
خوب خبر را العالم که نه ، تمام علمای جهان هم مخابره کنند ما باید عقل خودمان را به کار ببریم.
کشوری ده تا جاسوس تربیت کرده. بعد پانصد هزار دلار پول داده کف دستشان. نفری یک عدد دوربین مدرن هم انداخته گردنشان. نقشه‏ی تاسیسات اتمی و بیت رهبری و چند مکان دیگر را هم کشیده داده دستشان. سپس آنها را سوار وانت‏بار کرده آورده لب مرز ایران و گفته امن‏تر از سیستان و بلوچستان جایی نیست، یواشکی سرتان را بیندازید پایین و بروید داخل.
من فکر می‏کنم با این همه استتار و احتیاط این‏ها دستگیر نمی‏شدند. احتمالن رئیس این گروه بعد از ورود به استان ما روی پیشانی خودش و دوستانش به خط فارسی نوشته ما جاسوسیم و همین امر باعث شده نیروهای امنیتی به آنها مشکوک و سپس دستگیرشان بکنند. می‏فرمایید چرا رئیس این جاسوس‏ها مرتکب چنان اشتباهی شده؟ به جان بچه‏هایم من هم مثل شما از کارهای سِرّی جاسوس‏ها سر در نمی‏آورم.

بعد از پست: خبر شدم که خبر را تکذیب کرده‏اند. دلیلش احتمالن این است که بنا بوده فقط خبر خشک و خالی دستگیری ده جاسوس را منتشر کنند. دبیر شبکه پیازداغش را طوری زیاد کرده بود که باعث خنده بین‏المللی شد. با اینکه خبر تکذیب شده. دلیلی نمی‏شود که آن ده نفر دستگیر شده آزاد بشوند. چهار نفر دیگر را می‏گیرند، دو روز دیگر خبر دستگیری چهارده نفر را در همان مرز و در همان استان با عنوانی که کمتر توجه بین‏المللی را جلب کند مخابره خواهند کرد.


رزمایش مرزی

Posted by balouch On November - 16 - 2008

سرتیپ احمدی‏مقدم خبر داد تا پایان سال، رزمایش بزرگ «مرزی» در استان سیستان و بلوچستان برگزار می‏شود. نگران نباشید. مردم این استان، «رزمایش» ندیده نیستند. غیر از این رزمایشهای اقتداری-زهرچشمی ما تا حالا «رزمایش» های ایدئولوژیکی- نظامی-اعدامی-تبعیضی-آب‏زیر کاهیِ زیر را از سر گذرانده و همچنان مانده‏ایم:
– رزمایش حجج اسلام که در ماههای محرم و رمضان به این استان می‏آیند.
-رزمایش نیروهایی که کلاه خود را کج می‏گذارند و هر کس را که چپ نگاه کند لقمه‏ی چپ خود می‏کنند.
-رزمایش حجة‏الاسلام نکونام که زیاد کشت و کم نتیجه گرفت و به مجلس منتقل شد.
-رزمایش دکتر دهمرده و شرکاء. خودش چون دکتر بود دو شتر برای خدا قربانی کرد که منتقلش کنند کرمان. شرکای بی مدرکش مانده‏اند و مردم را قربانی می‏کنند و مدرکی بر جا نمی‏گذارند.
-رزمایش حجة‏الاسلام سلیمانی که کماکان با پنبه سر می‏برد و با لبخند دل می‏برد.
-رزمایش مختلط سپاه، بسیج، اطلاعات، سربازان گمنام و لباس شخصی‏ها که از ما دل نمی‏کنند و از اول انقلاب کنار ما زندگی می‏کنند و زندگی را از ما می‏ستانند.
ما مردم این استان می‏دانیم شما هم سعی کنید بدانید که وقتی یک نظام پاهایش را کرد در یک نعلین که یک رزمایش «مرزی» برگزار کند نمی‏شود که برود آن را در خمین برگزار کند. برای اجرایش، حداقل باید برود لبِ یک «مرز». در ایران مگر مرزی غیر از همین سیستان و بلوچستان هست؟


بلوچستان تگزاس می‏شود

Posted by balouch On November - 12 - 2008

ترور مولوی دهواری توسط موتور سواران گمنام، استان بحران زده سیستان بلوچستان را قدمی به سمت درگیری‏های داخلی پیش برد. گرچه مولوی عبدالحمید رهبر مذهبی تسنن استان در پیامش به مردمی که برای دفن این مولوی جمع شده بودند از آنها خواست که آرامش خود را حفظ کنند و متوجه « فتنه دشمن» باشند اما این «دشمن شناخته شده» چنان بیباکانه یکه تازی می‏کند که می‏ترسم بعد از مدتی مردم برای پیام هیچکس تره خورد نکنند. رد پا و چهره‏ی این دشمن طوری هویداست که پیام نماینده‏ی ولی فقیه در آن جلسه از سوی حضار با پوزخند و مسخره مواجه شد و آن را نوعی شکوفایی در سال نوآوری نامیدند. در بهترین حالت در مدت کمتر از یکماه دهها نفر از فرزندان همین سرزمین را جلوی دوربین ردیف می‏کنند که هر کدام گوی سبقت در اعتراف از دیگری خواهد ربود. دستگیری‏ها و اعدامهای اخیر که با آمدن استاندار جدید به اوج خود رسیده از سویی و از سوی دیگر تعرض و انهدام مدارس دینی و دستگیری و اعدام و ترور رهبران مذهبی وبه جان هم انداختن طوایف و سکوت و بی توجهی مقامات مملکتی به گزارشها و شکایات نمایندگان مجلس و معتمدین محلی شرایط مساعدی برای شکل گیری گروهای مسلح زیر زمینی فراهم می‏آورد. کاش مقامات ما دست از رهبری و مدیریت جهان بر‏می‏داشتند و جلوی آتش‏هایی را که اینجا و آنجای ایران در حال شعله‏ور شدن هست می‏گرفتند.
حیف از ایران که لبنان، عراق یا افغانستان بشود.


اول شدن استان ما

Posted by balouch On November - 8 - 2008

رئيس كل دادگستري استان ما می‏فرمایند: سيستان و بلوچستان در نيمه نخست امسال كمترين ميزان ورودي به زندان را در مقايسه با ديگر استان‌ها داشته است. برای شما که رئیس کل دادگستری استان ما را نمی‏شناسید طبیعی است که متوجه نشوید ایشان شکر فراوان تناول می‏فرمایند. اما ارزش فرمایش ایشان برای من که علاوه بر اخبار استان شما، اخبار استان خودم را هم دنبال می‏کنم به دو پول سیاه افت می‏کند. تازه وقتی دستگیری بیش از هزار نفر در همین سه ماه گذشته ما را به این مقام می‏رساند شما باید بروید پیدا کنید تعداد دستگیر شده‏های استان خودتان را. کسب این مقام در ایران اگر هم درست باشد راحت به دست نیامده، غزل خداحافظی خیلی از «مجرمان» ما را در همان محل ارتکاب «جرم» با گلوله می‏خوانند.
برای آنکه زیاد به این مقامی که ما در سطح ایران به دست آورده‏ایم حسودی نکنید به فرمایش ایشان این عرض بنده را هم اضافه کنید: سیستان و بلوچستان در سی سال گذشته کمترین میزان «خروجی» از زندان را در مقایسه با دیگر استان‏ها داشته است.


امروز روز معلم نیست

Posted by balouch On November - 2 - 2008

اگر نمی‏دانید: در استان سیستان و بلوچستان، سیستانیهایِ شیعه‏ی حزب‏اللهی که مورد حمایت بی قید و شرط نظام هستند پستهای کلیدی را در دست دارند و افتاده‏اند به جان بلوچهای سنی. این باعث شده که نسل جدید بلوچ سیاه و سفید ببیند و سیستانی را دشمن خود بداند.

امروز روز معلم نیست

همه شما می‏دانید که امروز روز معلم نیست. اما من همین امروز دلم پر کشیده برای معلم کلاس پنجم و شیشم ابتدایی‏ام در مدرسه‏ی ابو علی سینای زاهدان. آرزو می‏کنم زنده باشد. آرزو می‏کنم او یا یکی که او را می‏شناسد این مطلب را بخواند. اسمش را نمی‏دانم. فامیلش خزاعی بود. اهل سیستان بود. آنوقتها رژیم حاکم منفعتی در حمایت از قشری از سیستانیهای حزب‏اللهی نداشت. سیستانیهایی که در استان سیستان و بلوچستان کاره‏ای بودند شیعه بودن و بسیجی بودن صاحب کارشان نکرده بود. سواد داشتند و دلی پر درد. آقای خزاعی ریش و انگشتر عقیق نداشت. یک دو چرخه رالی داشت. مرکز، او را که معلم بود همانقدر می‏شناخت که مرا که دانش آموز بودم. آقای خزاعی شلاق داشت اما، بارها دیده بودم شلاقش را بر سرِ کیخای زابلی تنبل کوبیده بود و به من بلوچ می‏گفت: تو سر از دانشگاه در میاری با این لات و لوتا نگرد. آقای خزاعی مرا هم شلاق می‏زد اما، آنوقتها چوب معلم گل بود. تعصب نبود. خدا کند آقای خزاعی در این انقلاب آقا مانده باشد. مثل سیستانی‏های بیسوادی که فقط ته ریش و وصل بودن به نظام آنها را صاحب نام و مقام کرده نشده باشد. تا بعدها ما بتوانیم به نسلی که بر اثر سیاستهای غلط رژیم به خون سیستانیها تشنه شده‏اند بگوییم اشتباه می‏کنند. سیستان پر از آقاست. این «آقاست» که همه چیز را در سراسر ایران به زشتی خود در آورده.




VIDEO

************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** ************* ************ *********** *************

TAG CLOUD

Activate the Wp-cumulus plugin to see the flash tag clouds!

There is something about me..

    Activate the Flickrss plugin to see the image thumbnails!